محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( شارح : مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى )
424
مفرح القلوب ( شرح قانونچه ) ( فارسى )
به تقدير اوزان و مراعات اصلاح ، چنانچه در قرابادينات است . و ديگر حقنهها كه جهت هر مرض مخصوص است نيز مرقوم و معلوم است ، لهذا به تطويل آن نرفتم و به بيان متن پرداختم . و أما العلاج باليد فكالجبر و البطّ و الكيّ اما معالجه با دست ، پس چون شكسته بستن و شگافتن و داغ دادن است و در اين حكم است هر چه تعلق به يد دارد از خياطت و دَلك و كبس و قدح و امثال آن . و در اينجا بر سبيل اجمال بعضى احكام متعلقه به جبر و بطّ و كىّ گفته شود به سه فائده : فائده اندر احكام جَبر و آن عبارت است از آن كه استخوان ، شكسته ، يا از جاى برآمده را بربندند به نهجى كه معروف و معمول است . و شكستن استخوان را كسر گويند . و بى جا شدن او از مفصل ، اگر به نوعى بود كه همهء آن از جفره برآمده باشد ، خلع نامند و الا وثى خوانند . اما وَهْن و وَهْى هر دو باهم ترادف دارند و معناش آن كه به استخوان و به آنچه محيط آن است كوفت لاحق شود ، بىآن كه استخوان از جاى بلغزد ، يا برآيد و اين فائده به دو قسم گفته مىشود : قسم اندر كسر و تدبيرش آن است كه عضو را به نرمى همىكشند و به هيئت اصلى آرند ، پس به عصابه بهبندند ، بستنى معتدل . و بايد كه عصابه بر نفس عضوى محكمتر بهپيچند و بر مادون او نرمتر . و بايد كه عصابه هموار بود و مطابق عضو مكسور باشد . و بعد تعصيب ، هر جا كه مغاك بهبينند ، رفاده بر آن نهند ، تا تمام عضو مستوى نمايد ، پس تختها كه از چوب انار و بيد و امثال آن كه نرم است ساخته باشند و هموار كرده بر آن گذارند ، از هر چهار طرف و به رشته پيچند تا محكم ماند . و اين تختهها را به تازى جبائر گويند و جبيره مفرد او است . و بعد ربط جبائر ، اگر مانعى نبود ، فصد كنند و مسهل خفيف دهند و تلطيف تدبير نمايند تا از حدوث ورم ايمن بود . و بهترين غذا در اين وقت مزوّرهء خروس بچه است و خوردن يك مثقال گل ارمنى در جلاب ، جهت استقامت عظم مكسور ، نفع تمام و مومياى پارسى نيز سريع الاثر است . و جبائر را پيش از دو روز نشايد كشود ، مگر به ضرورتى و او درد است ، يا خارش ، كه در اين حالت كشادن و قدرى در هوا داشتن عضو را لازم است . و تنطيل به آب نيمگرم خارش را كثير الاثر است . و چون يك هفته بگذرد و درد و ورم و حرارت هيچ نباشد ، بايد كه در تعصيب عنف كنند و چار روز ، بلكه پنج روز بعد مىگشوده باشند و اضمدهء جبر برنهند و تدبير تغليظ نمايند به تناول كلهپايچه و هريسه و امثال آن و ارز و زردهء بيضهء مرغ نيز مفيد است . و در اواخر كه هنگام انعقاد دُشبذ است عصابه روز به روز سست همىبايد بست و نشان انعقاد دشبذ آن است كه بر عصابه خون ظاهر شود و تا كه دشبذ سخت نشود عضو را حركت قوى ندهند . و ايضا عضو را بر يك وضع نهاده ندارند ، بلكه بعد ظهور استحكام ، اندك اندك حركت همىدهند تا كرخت نماند . و ميعاد جبائر بستن ، حسب حاجت است ، هر گاه استوارى متحقق شود ، احتياج بدان نباشد . و هر چند كه عضو مكسور بزرگتر بود جبائر ديرتر بايد بست . و صاحب ذخيره گفته كه بر عضو مكسور تا پنج روز نگذرد جبيره نبايد بست و به ربط عصابه